عمرکه صفاکن رنج وغم ورهاکن
اگه نبا شه دریا به قطره اتکا کن
عمرکه صفاکن گذشته رورهاکن
اگه نباشه دریا به قطره اتکاکن

ابی تر از اینم که بی رنگ بمیرم
از شیشه نبودم که باسنگ بمیرم
تقصیرکسی نیست که انگونه غریبم
شاید خدا خواست که اینگونه بمیرم
زندگی خون دل خوردن است اولش رنج بردن اخرش مردن است

چرا ..... چرا.........
چرا زندگی برام سخته>>>>> چرا دنیا برام تاریک
چرا اخه من نباید ازاد باشم>>>>> چرااخه من باید تنهاباشم>>>>>>چراباید بی کسی بین حرفام باشه

چرا پیدا راهی ازش بگزرم
اخه غم تو دلم غم مثل اتش می مو نه
به هر دری من میرسم درا همه بسته می شن
چرا پیدانمی شه راهی ازش بگذرم
تاکه خارج شوم از اتش توی دلم
اخه اتیش داره زیاد مشه
کسی هم پیدا در بدرم
حالا باید چی کار کنم با این غم تو دلم
<<<<<< شما بگید>>>>>>>>>>>
زندگي رسم خوشايندي است
زندگي بال و پري دارد به وسعت مرگ
كاش مرگ معني عا طفه را مي فهميد

انكه ازرفاقت و مردونگي دم مي زنه
مياد از پشت خنجرادم به مي زنه

شمشير عليه محبت مهراني وجود ندارد
محبت گر شود پيدا به هر قيمت خريدارم
***********************
زندگي مانند شمع است كه يك روز به انتها ميرسد

من نگويم كه مرا از قفس ازاد كنيد
قفسم برده به باقي و دلم شاد كنيد
فصل گل مي گذ رد هم نفسا ن بهر خدا
بنشينيدو مرا ياد كنيد

زندگي دنياي سخت است
چرا.....

درمرزع دهرازنشاط امده پاك
دهقان ازل نريزد جز تخم هلاك
چون دانه گندم همگي بادل چاك
از خاك بر امدندو رفتند به خاك

وا . چه افراشته شد درد جهان پرچم عشق عشق عشق
ادم وجن وملك مانده به پيچ خم عشق عشق عشق

دلي دارم شكسته بدست غم نشسته
كسي دستم نمي گيرد
منم تنهاي خسته
نه يك دسته نوازش گرنه پاي تا گريزم
زندگي چيست؟؟؟
ما نفهميديم كه معنايش چيست؟؟؟
تو بيا وتوبمان تا بگويي كه معنايش چيست!!!

در جواني ناله كردم هيچ كس يادم نكرد
آرزوي مرگ كردم مرگ هم شادم نكرد
دلم مي خواست دنيا خانه مهرو محبت بود
دلم مي خواست مردم در همه حال باهم آشتي بودند
طمع در مال هم نمي كردند.كمر برقتل يكديگر نمي بستند.
چه شيرين است وقتي سينه ها آكنده از مهر است
چه شيرين است وقتي دنيا خالي از نيرنگ است...





